برنابرنا، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 2 روز سن داره

کودک من

نرم نرمک می رسد اینک بهار....

1394/1/16 15:3
نویسنده : مامانی
713 بازدید
اشتراک گذاری

برنای عزیزم!

نوروز امسال با وجود تو رنگ و بوی خاصی داشت، تو بودی و عشق و تازگی، اولین بهارت مبارک پسرکم!

لحظه تحویل سال پسرکم در خواب ناز بودی و من وبابایی اولین ثانیه های بهار 94 رو به تماشای تو گذروندیم. قسمت عمده تعطبلات رو تو ویلای بابا اسکندر گذروندیم، هوای سرد و دلچسب کوهستانی ، کمی مریض احوالت کرد و با زادیتن و قطره بینی ، حالت بهتر شد اما تمام تعطیلات بین خوشی و ناخوشی  در گردش بودی. هرچند که من نه شبها خواب راحت داشتم و نه روزها مجال یک دم استراحت، اما یک لبخند شیرینت تمام خستگی ها را با خود می برد.

برای سال نو چند دست لباس نو برایت خریدیم؛

چند دست از لباسهای سیسمونی ات هم برای عید اندازه ات شد و بالاخره به مصرف رسید.

عیدی های جوراجور هم گرفتی؛

  • قسمتی از عیدی مامان ناهید

  • عیدی عمو وحید

  • عیدی خاله سمیرا

  • عیدی مامان و بابا

  • اینم موری، ماهی پسرم که بابایی برات خریده؛

عید امسال کمی تغییرات رفتاری داشتی، شبها بد خواب و بیقرار بودی و روزها کلافهسوال، کلا با عید مشکل داشتی، گاهی هم از سر لطف می خندیدی و من زود شکارش می کردم؛

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به کودک من می باشد